سيد محمد على ايازى
154
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
مطلق و مقيّد و . . . نيز استفاده كرده است . « 1 » ب . مباحث اصول الحديث از ديگر ويژگىهاى شرح ملّا صالح ، بيان نكات و مطالب مربوط به دانش « اصول الحديث » است ، از جمله ، بيان طرق تحمّل حديث ( شيوههاى متداول ميان محدّثان براى دريافت حديث ) كه شيوههاى مختلف آن نيز عبارتاند از : سماع ، قرائت ، اجازه ، مناوله ، كتابت ، اعلام ، وصيت و و جاده . « 2 » وى نقل به مضمون حديث را اگر منافى ضرورى دين باشد ، جايز نمىداند . « 3 » اگر حديثى را بدون واسطه ، از امامى شنيديم ، مىتوانيم آن را از ديگر امامان عليهم السلام نقل كنيم ، حتّى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم ؛ امّا اگر واسطه وجود داشت ، اين جواز ، محلّ اشكال است . « 4 » از ديگر مباحث اصول الحديث ، بحث از « حجّيت خبر واحد » است . خبر واحد را خبرى مىگويند كه به حدّ تواتر نمىرسد ، چه راوى آن ، يك نفر باشد و يا بيشتر . « 5 » شارح ، مطالبى دربارهء خبر واحد بيان مىكند كه آيا اصولًا خبر واحد ، حجّت است يا خير ؟ آيا مىتواند كتاب را تخصيص بزند يا نه ؟ از نظر وى ، خبر واحد ، فى نفسه ، حجّيت ندارد و توان آن را ندارد كه كتاب را تخصيص بزند . « 6 » مطلب ديگر اين كه ايشان همانند اكثر عالمان علوم حديث ، « نقل به معنا » را جايز مىدانند ، هر چند نقل به لفظ را بهتر مىدانند . وى براى نقل به معنا ، شروطى را بيان مىكند و مىگويد كه عقل و نقل ، بر جواز نقل به معنا دلالت دارد و در باب نقل به معنا ،
--> ( 1 ) . ر . ك : همان ، ج 2 ، ص 218 . ( 2 ) . ر . ك : همان جا . ( 3 ) . همان ، ص 219 . ( 4 ) . همان ، ص 216 . ( 5 ) . مقباس الهداية ، ص 22 . ( 6 ) . شرح ملّا صالح ، ج 2 ، ص 218 .